|
مدل ارتباط در روابط عمومی افقی است
ساختار ارتباط در يك سازمان به دوگونه تقسيم مي شود و معمولا روابط بين كاركنان يك سازمان مبتني بر همين دو روش است ؛يا به شيوه عمودي (ريس-مرئوسي) است و يا به شيوه افقي.در روش دوم كاركنان خود را همسطح يكديگر مي بينندو با تقسيم كار متوازن و متعادل امور را تا رسيدن به اهداف مورد نظر سازمان هدايت مي كنند.در اين روش روابط افراد نسبتا راحت و واضح انجام مي گيرد ومعمولا مشكلات چنداني ندارند افراد خود را با يكديگر تطبيق مي دهند و هر يك از آنها وظيفه اي را به عهده مي گيرند اما در مدل ارتباط عمودي عده اي كه در بالا هستند احساس فخر و قدرت مي كنند ومايلند فقط به ديگران دستور دهند و ديگران نيز به دستورات آنها عمل نمايند.آنها جز اين عادت نداند و هرجا برخلاف اين عادت و عدم پيروي از دستورات مواجه شوند سخت برآشفته مي شوند .در مقابل افرادي كه در پائين قرار دارند احساس حقارت و شكست مي كنند.درنتيجه روابط اين چنيني زيردستان هرچند به ظاهر "بله قربان" مي گويند و خود را مطيع نشان مي دهند اما در باطن به تدريج تنفر و انزجار شخص مافوق را در دل مي پرورانند و در موقع مناسب اين تنفر انباشته شده را از خود نشان مي دهند.مافوق كه اصلا انتظار چنين عكس العملي را از جانب اين افراد نداردكاملا مبهوت و متحير مي شود. اما در مدل ارتباط افقي افراد احساس همبستگي و دلسوزي نسبت به يكديگر دارند و با پاي بندي به اهداف گروهي و سازماني كار را دنبال مي كنند و اگر چنانچه روزي مدير آنها عوض شود از رفتن او بسيار ناراضي خواهند شود . با توجه به ويژگي حاكم بر كار روابط عمومي به نظر مي رسد بهترين مدل ارتباطي مدل افقي باشد و تنها اين مدل است كه مي تواند روابط عمومي را در تنظيم روابط درون سازماني بين مدير و كاركنان وكاركنان با يكديگر و همچنين مخاطبان ومديران موفق نمايد .يادآور مي شود در اين مدل ارتباطي همه افراد شاغل در اين واحد از ريس و كاركنان هريك سهمي را متناسب باجايگاه خويش در كارها به عهده دارند در مدل ارتباطی ترسیمی برای روابط عمومی خلاقیت که لازمه کار ورابط عمومی است رشد می یابد َاحساس همبستگی بیشتر می شود و افراد از روابط ناپسند اخلاقی همچون حسادت -بدگویی یگدیگر و...پرهیز خواهند نمود |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در بیستم خرداد 1386 و ساعت 5:48 فرار از روزمرگي در روابط عمومي
همواره گفته شده روابط عمومی بايد در خدمت مديريت باشد نه در خدمت مدير، اما اكثر روابط عمومی ها در اجرايي نمودن اين ايده دچار مشكل هستند. بگذريم كه بسياري از روابط عمومی ها فاقد برنامه هاي مدون براي كارهاي خود هستند و مجبورند همچون يك نيروي اجرايي صرفاً امورات روزمره و آنچه به آنها ارجاع مي شود را اجرا كنند و عملكرد خود را نيز در انجام همين امورات روزمره خلاصه مي كنند. لكن روابط عمومي هاي موفق امورات جاري و روزمره را تنها بخش كوچكي از كار مي دانند و چه بسا روي بسياري از آنها به دليل خرد بودن و فاقد اثربودن اقدامي صورت ندهند. آسيب شناسي سازمان، واكاواي مشكلات و ضعفهاي دروني سيستم و يافتن راهكارهاي اساسي براي حل آنها، تسهيل ارتباطات مخاطبان سازمان و دريافت و دخالت ديدگاههاي مثبت آنان نيازمند برنامه ریزی منسجم توسط روابط عمومی است و انجام كار علمي روي موضوعات مي تواند ضمن تقويت جايگاه روابط عمومی در سازمان مديران را متقاعد كند كه در تصميم گيريها و تصميم سازيهاي خرد و كلان روابط عمومی را به عنوان يك عنصر علمي و كارآمد و حتي مشكل گشا در كنار خويش داشته باشد. از سوي ديگر اقدامات علمي وزين و رونمايي آنچه از نظر مديريت سازمان و مديران مياني مكتوم مانده است و وارد كردن ايرادات علمي به گزارشات احياناً ساختگي برخي قسمتها همه و همه به ارتقاي جايگاه مديريت و بالا بردن ضريب نفوذ سازمان در ميان مخاطبان و رقيبان كمك مي كند هرچند كه برخي عناصر درون سازماني از آن به مچ گيري يادخواهند كرد. همچنين روابط عمومی ها مي توانند در ارجاعات مديريت بدانها ابتكار عمل را بدست گرفته و بسياري از كارهايي كه به آنان ارتباطي ندارد را با راهنمايي و مشاوره دادن به مديريت به سمت و سوي درست هدايت مي كنند و مواردي را پذيرا باشند كه در شأن و جايگاه روابط عمومی قرار مي گيرد. |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در سوم خرداد 1386 و ساعت 10:50 ميزان تاثيرگذاري تبليغات رسانهيي كشور در شكلدهي افكار عمومي
توانايي تاثيرگذاري بر افكار عمومي معيار مهم ارزيابي عملكرد رسانهها در زمينهي تبليغات به شمار ميرود و چنانچه رسانه با شناساندن يك فكر يا كالا، بتواند افكار عمومي را به سمتي سوق دهد كه گرايش آنها به آن فكر يا كالا يا استراتژي بيشتر شود، يعني توانسته است وظيفهي تبليغاتي خود را به درستي انجام دهد، هر چند گاهي در مورد قدرت تاثيرگذاري رسانه بر افكار عمومي، اغراق ميشود اما نميتوان منكر تاثيرگذاري آن نيز شد.
به عقيدهي كارشناسان تبليغات رسانهيي در كشور ما هر چند پا را از سطح تجاري فراتر گذاشته؛ اما هنوز نتواسته است پا به پاي رسانههاي خارجي حركت كند و تاثيرگذاري مناسب را داشته باشد؛ نبود هدفگذاري مناسب و مشخص نبودن مرزهاي معين تبليغات براي رسانههاي داخلي يكي از دغدغههاي اصلي فعالان اين حوزه است. بیشتر بخوانید |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در دوم خرداد 1386 و ساعت 11:58 |
|
حال اين امور ممكن است از ناحيه مدير سازمان به آنها ارجاع شود و يا آنكه از بيرون سازمان در قالب درخواست مطرح گردد. آنچه مهم است تعيين اهدافي مشخص مبتني بر برنامه هاي مدون براي ارتقاي سيستم مديريتي و به عبارتي ماهيت هر سازمان است كه مي تواند جزو وظايف و كاركردهاي روابط عمومی تعريف شود. 