|
نتایج یک نظرسنجی در مورد انتخابات ریاست جمهوری
نتایج نظرسنجی كشوری صدا و سیما كه 18 اردیبهشت انجام شده است به شرح زیر است: به گزارش خط نهم، 63 درصد شركت كنندگان در این نظرسنجی در پاسخ به این سؤال كه "آیا در انتخابات شركت می كنید؟" گفته اند كه در انتخابات شركت می كنند و این درحالی است كه 15 درصد احتمالاً شركت خواهند كرد. همچنین 17 درصد اعلام كرده اند كه در انتخابات شركت نمی كنند و 4 درصد نیز گفته اند كه احتمالاً رأی نخواهند داد. |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در بیست و هشتم اردیبهشت 1384 و ساعت 7:11 سفارش امپراتور رسانه ها
مراقب اينترنت باشيد و الّا خواهيد مرد»؛ اين سفارش امپراتور رسانهها، «روبرت مرداك» به سردبيران روزنامههاي آمريكايي است.
«روبرت مرداك»، مرد شماره يك رسانههاي جهان، در جمع بزرگان مطبوعاتي آمريكا گفت: «مدام ننشينيد و گلايه كنيد كه خوانندگان در حال كم شدن هستند، به فكر باشيد. از اينترنت نترسيد و تلاش خود را بيشتر مبذول جذب خوانندگان كنيد».لينك |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در چهاردهم اردیبهشت 1384 و ساعت 8:0 نظریه مارپیچ سکوت و شکل گیری افکار عمومی
چگونه افکار عمومی شکل می گیرد ؟وچه کسانی در شکل گیری آن دخالت دارند ؟ پاسخ به این سوالات را یکی از صاحب نظران ارتباطات در قالب نظریه ای عنوان کرده که از آن با عنوان مارپیچ سکوت یاد می شود خانم الیزابت نوئل نئومن جامعه شناس آلمانی مدلی را طراحی نمود که براساس آن تأثیر متقابل بین ارتباط جمعی ،ارتباط فردی و درک شخصی از فکر خویشتن را در رابطه با افکار دیگران درجامعه مورد بررسی قرار می دهد .ایده اساسی و پایه این مدل آن است که اکثر افرا دمی کوشند از داشتن یک نگرش و باور به صورت منزوی و تنها اجتناب کنند . بنا براین فرد به محیط اطرافش آن چنان نگاه می کند که بیاموزد کدام نظریات حکمفرماست یا قدرت را دردست دارد و کدام نظریات کمتر مسلط و رو به زوال است . اگر فردی معتقد باشد که نظریات شخصی او در یک رده عقب تر قرار دارد کمتر رغبتی برای بیان آنها خواهد داشت فقط به این دلیل که از انزوا می ترسد . وقتی تعداد یک دسته ،فرقه یا حزب به منظور تسلط بردسته هاو احزاب دیگر افزایش می یابد و در مقابل اعضای دسته های دیگر رو به کاهش می گذارد تمایل عضو نخست به سخن گفتن افزایش می یابد و در عوض حزب دیگر به ساکت بودن متمایل می شود .به این ترتیب یک فراگرد مارپیچ آغاز می شود ؛فراگردی که یک فکر را پایه ریزی کرده و آن را غالب و شایع می کند . اگرچه با برخی از استدلات ارایه شده در این نظزیه موافق نیستم اما از یک منظر که بی ارتباط با حوزه وظایف روابط عمومی ها نیست می توان از آن برای برخی کارهای درون سازمانی بهره جست بدون شک اگر عقیده ای ابراز شود بدون پشتوانه حمایتی اعم از مادی و معنوی نخواهد توانست در این مارپیچ به یک ایده عمومی تبدیل شود . شاید بتوان گفت شایعات در این فراگرد مارپیچی آن هم در جامعه ای محدود و نه وسیع می توانند شکل بگیرنداما اکثر آنهایی که به طرح آن می پردازندخود نیز با بی اعتمادی آن را بیان می کنند و یا در مورد آن اظهار نظر می نمایند و لذا شکل گیری شایعه نیز با بنیانی سست همراه است و به راحتی با یک اطلاع رسانی سریع می توان نسبت به خنثی سازی آن اقدام کرد. نظریه خانم نئومن شاید در جوامع کوچک که فاقدابزارهای اطلاع رسانی وبه خصوص وسایل ارتباط جمعی می باشند مصداق پیدا کند که البته در آن صورت نیز اگر مورد حمایت گروهی خاص مانند ریش سفیدان قرار نگیرد تبدیل آن به شکل گیری یک ایده در سطح جمعی و فکر عمومی بعید به نظر می رسد . شکل گیری یک ایده و تبدیل آن به خرد جمعی و مورد توافق همه کارکنان دردرون یک سازمان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است که با استفاده از مدل خانم نئومن و با بهره گیری از پشتوانه های لازم می توان به آن همت گمارد .چرا که هر سازمانی دارای برنامه های خاصی است و اگر همراهی کارکنان را نداشته باشددر مرحله اجرا توفیقی نخواهد داشت به عبارت دیگر می توان با استفاده از این مدل ایده ای را در درون سازمان بسط داد و گام های عملی برای تحقق برنامه های سازمانی برداشت. |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در دوازدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 21:37 ارزیابی برنامه روابط عمومی
زمانی که هدفی از اجرای کاری دنبال می شود منطق حکم می کند که پس از اجرا، ارزیابی لازم انجام شود تا مشخص گردد آیا برنامه اجراشده اهداف ترسیمی را تحقق بخشیده یا خیر؟ آیا دستیابی به مخاطبان مطلوب که آرمان سازمان بوده صورت گرفته یا خیر؟ نقاط ضعف و قوت برنامه چیست؟ و... پاسخ به سؤالات فوق و سؤالات مشابه که به نوعی ارزیابی برنامه اجراشده محسوب می گردد. برعهده برنامه ریزان است؟ و اجرای برنامه روابط عمومی به عهده روابط عمومی است. این ارزیابی در طول اجرای برنامه و به ویژه در پایان برنامه ضروری به نظر می رسد. البته ممکن است بخشی از برنامه اجرا شود و در ارزیابی اولیه متوجه اشکالاتی در اجرا و سایر بخشهای برنامه شویم، لذا ارزیابی مداوم به ما کمک می کند تا نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را برطرف کنیم. برخی از شیوه هایی که در مخاطب شناسی نيز به كار مي آيد در ارزیابی برنامه روابط عمومي نیز به کار برد دارند. در مراحل آغازین برنامه، اگر به سراغ مخاطب و نیازهای او مي رويم، در مرحله ارزیابی نیز باید وضعیت قبلی و فعلی مخاطبان را بررسی کنیم و میزان پاسخ به نیاز آنان را مورد ارزیابی قرار دهیم. همچنین ممکن است بخشی از نیازهای قبلی وی را پاسخ داده باشیم اما در زمان اجرا، نیازهای جدیدی ظهور پیدا کند که مسلماً با ارزیابی پیاپی می توان در جهت رفع نیازهای جدید نیز برنامه ریزی کرد. سنجش بازخوردها و به ویژه دستیابی به بازخوردهای مثبت از نکات فرح بخش در اجرای یک برنامه روابط عمومی که ویژگی عمده آن، در نظر داشتن منافع و مصالح سازمان و مخاطب هست، می باشد. در اینجاست که به کار گرفتن ترفندهای تقلب آمیز به منظور زیبا جلوه دادن زشتیها یا غلط جلوه دادن آنچه وجود دارد رنگ می بازد و روابط عمومی به عنوان واسطه مورد اعتماد مخاطب و سازمان نقش خود را ایفا می کند. |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در یازدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 9:46 كودتا عليه كراوات
اندي روني»، گزارشگر بخش خبري 60 دقيقهاي «C.B.S» از برداشتن كراوات توسط گزارشگران شبكه «C.B.S» سخن ميگويد. |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در هشتم اردیبهشت 1384 و ساعت 10:26 محدودیت در اطلاع رسانی به نام امنیت ملی
گفته مي شود حكومت ها معمولا به نام امنيت ملي و مصالح ملي محدوديتهايي را بر دستگاههاي اطلاع رساني كشورشان اعمال مي كنند كه اين امر تا حدي كه به تنگ نظري منجر نشود امري قابل قبول و منطقي به شمار مي رود، اما در كشور ما متأسفانه پا را از مرتبه "محدوديت" فرا تر مي گذاريم و اجازه نشر حتي خبري كوچك از آْنچه واقع شده است را سلب مي كنيم ادامه
|+| نوشته شده توسط علی هاشمی در هفتم اردیبهشت 1384 و ساعت 17:55 ادعاي ارتباط دو سويه توسط رسانه ها حقيقت ندارد
در فراگرد ارتباط يكي از اصول مهم و مورد توجه كه صاحب نظران بر آن تإكيد دارند بازخور و به عبارتي تإثيرگذاري معني بر مخاطب مي باشد. در رسانه هاي جمعي اگرچه اين مهم صورت مي گيرد اما آن گونه كه لازمه يك ارتباط كامل مي باشد معمولا انجام نمي شود چه بسا خبري در روزنامه اي درج شود اما خوانندگان توجه چنداني به آن نشان ندهند درحالي كه صاحبان آن رسانه انتظار بازخور جدي از سوي مخاطبان را داشته باشند.نكته ديگر در انتقال بازخور ها به رسانه ها به ويژه رسانه هاي مكتوب عدم وجود رابطه دوسويه بين مخاطبان و دست اندركاران رسانه ها مي باشد امري كه رسانه هاي جعمي همواره مدعي آن هستند البته ممكن است زماني كه سازماني مخاطب يك رسانه قرار مي گيرد اين ارتباط برقرار شود اما درمورد عامه مخاطبا ن چنين امري مصداق ندارد ناگفته نماند درا ين صورت اگر ارتباط را به شكل يك خط و يا محوري دوسويه فرض كنيم توازن منطقي و عادلانه بين دو سمت اين محور برقرار نيست زيرا رسانه از ابزاري برخوردار است كه مخاطب برخوردار نيست بنابراين تإثير گذاري مخاطب بر رسانه صرفا انتقال نظريات و تإثير گذاري اندك بر نگرش دست اندركاران رسانه خواهد بود و يا تنها درج يك جوابيه از سازمان . |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در پنجم اردیبهشت 1384 و ساعت 7:30 مخاطب شناسي در وبلاگ ها
هر رسانه اي در درجه اول بايستي مخاطب خود را باز شناسد و براساس نياز او اقدام به فراوري محصولات فكري نمايد .وبلاگ ها نيز به عنوان رسانه هايي كه يا در امر اطلاع رساني فعاليت دارند ويا در جهت آموزش به مخاطبان گام بر مي دارندو يا ساير زمينه ها ، بايد بر اساس و ظيفه اي كه براي خود تعيين مي كنند نياز مخاطب را برآورده سازند .ادامه |+| نوشته شده توسط علی هاشمی در یکم اردیبهشت 1384 و ساعت 7:21 |
|
