تبليغاتX
ارتباط COMMUNICATION
 آفتهاي شوراهاي روابط عمومي استانها

       به نظر بنده يكي از عللي كه در جهت ارتقاء جايگاه سازماني وبالابردن سطح علمي روابط عمومي ها تلاش مؤثري صورت نمي گيرد به نقش متوليان اين حوزه باز مي گردد؛ چه آنهايي كه در رأس كار هستنداعم از وزارتخانه ها و به ويژه وزارت ارشاد و چه آنهايي كه در مصادر روابط عمومي مشغول فعاليتند و چه مديران جزء درتمامي نهادها وسازمانها .

دولت آقاي خاتمي در سال  76 با شعار دولت پاسخگو روي كار آمد و اين اميدواري رادر جامعه روابط عمومي به وچود آورد كه جايگاه نهاد پاسخگويي يعني روابط عمومي ها به عنوان متوليان وآنهايي كه بايد تدابير و راهكارهاي اجرايي اين شعار را فراهم آورند سامان بهتري خواهد يافت اما متأسفانه نه در دولت اول و نه در دولت دوم ايشان گا م نوين و رو به رشدي صورت نگرفت .البته يكي از حركاتي كه در اين دولت دنبال شد سامان بخشي به وضعيت شوراهاي روابط عمومي استانها بود كه با ترسيم آئين نامه مشخص نويد حركتي نو را مي داد اما همين تشكيلات نيز گرفتار مشكلات ساختاري جدي است و نياز به باز نگري دارد.به عنوان شخصي كه نزديك به دو سال است عضو هيأت رئيسه يكي از همين به اصطلاح شوراها هستم از نزديك موضوع را لمس مي كنم كه در زير به چند نمونه از آفتهايي كه اين شوراها گرفتار آن هستند اشاره مي كنم :

1-ساختار اوليه شورا،ساختاري دولتي است و لذا آنچه از ناحيه دستگاههاي دولتي ابلاغ شود در جلسات به بحث گذاشته مي شود

2-اگرچه مثلا انتخاباتي برگزارمي شود و عده اي انتخاب مي شوند امارئيس و دبير شورا كه از عناصر تأثير گذار و به عبارتي رانندگان موتور حركت شورا محسوب مي شوند از قبل منصوب شده اند كه خود با نفس برگزاري انتخابات منافات دارد.

3-عمدتا مشاهده شده اعضاي انتصابي (استانداري رئيس-ارشاد دبير)نظر و انتقاد اعضاي انتخابي را برنمي تابند و همواره از موضعي قيم مأبانه برخورد مي نمايند و چه بسا همچون شوراي امنيت نظرات و يا مصوبات را تلويحايا صراحتا وتو مي كنند .

4-برخلاف اعضاي انتخابي كه براي آنها سابقه فعاليت مؤثر در ورابط عمومي و برخورداري از سوابق علمي مرتبط به عنوان شرط كانديداتوري در نظر گرفته شده اما هيچ شرطي براي اعضاي انتصابي جز اشتغال در سمت روابط عمومي استانداري ويا ارشاد در نظر گرفته نشده است ولذا مديران روابط عمومي اين دو سازمان با تجربه اي اندك حتي چند ماهه مي توانند به عنوان رئيس يا دبير فعاليت كنند .

5-با توجه به مشغله فراوان ! اعضاي انتصابي برگزاري جلسات شورا  با تأخير مواجه هست و از  انسجام مناسبي هم برخوردار نيست كه اين موضوع موجب دلسردي ساير اعضاي شورا و به ويژه اعضاي انتخابي كه خود را در مقابل اعتماد اعضاي شورا مسؤول مي دانند مي شود .

|+| نوشته شده توسط علی هاشمی در بیست و هفتم فروردین 1384 و ساعت 8:23  
 نكاتي در مورداجرای برنامه در روابط عمومي

      تنظیم اهداف و پیامها و داشتن استراتژی خوب، فقط یک نقطه شروع برای موفقیت است اما اگر یک استراتژی بسیار خوب و درخشان به نحو مطلوب اجرا نشود، نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. اجراکردن برنامه عبارت است از فرایند تبدیل برنامه ها و استراتژیها به عملیات اجرایی مناسب، جهت تحقق اهداف استراتژیک سازمان، در جریان این فرایند بودجه مخصوص به اجرای هر برنامه را باید تعیین کرد، عوامل اجرایی برنامه و شیوه های اجرای آن نیز از اهمیت زیادی برخوردارند. مدت زمان اجرای برنامه نیز در این مرحله تعیین می شود تا در زمان اجرا بر اساس جدول زمان بندی بتوان کار را دنبال کرد.

ناگفته نماند اجراکردن برنامه کار آسانی نیست و اغلب افراد در این مرحله دچار مشکلاتی می شوند که می تواند علل مختلفی داشته باشد. گاه پیش می آید که برنامه روابط عمومی براساس یک برنامه ریزی انتزاعی صورت گرفته و یا این که در مرحله آغازین تحقق (مخاطب شناسی) دقت چندانی صورت نگرفته باشد. از موارد دیگر عدم موفقیت یک برنامه می توان به مصالحه بین اهداف کوتاه و درازمدت اشاره کرد. بسیاری از مواقع و البته برخی از روابط عمومی ها به دلیل آن که ثبات شغلی واحدی ندارند معمولاً به جای دنبال کردن اهداف درازمدت به اهداف کوتاه مدت می اندیشند و تلاش می کنند خود را در این عرصه موفق جلوه دهند.

در بسیاری از کشورها روابط عمومی ها اجرای برنامه های کلان خود را به بنگاههای روابط عمومی می سپارند. در کشور ما نیز مؤسسه های نوپایی برای اجرای برخی برنامه های روابط عمومی شکل گرفته اند اما اکتفاکردن به این سازمانها و کار را به طور کامل به آنها سپردن خطا به نظر می رسد. آنها ممکن است در زمینه مخاطب شناسی(البته به طور عام) توفیقی نسبی حاصل کرده باشند، اما شناسایی مخاطبان خاص سازمان، تعیین اهداف و خط مشی های برنامه برعهده روابط عمومی هر سازمان است. در عین حال اجرای برنامه توسط این مؤسسات باید با نظارت کامل روابط عمومی صورت گیرد.

 

|+| نوشته شده توسط علی هاشمی در بیست و پنجم فروردین 1384 و ساعت 9:27  
 ضعف كارگزاران اطلاع رساني نهاد دين

    تصوري كه از هر سازمان يا نهاد در ذهن مخاطبان شكل مي گيرد معمولا ناشي از اطلاع رساني صحيح يانادرست  در زمينه ماهيت و عملكرد آن نهاد يا سازمان مي باشد كه البته نقش روابط عمومي در اين حوزه بسيار قابل توجه مي باشد .بديهي است درصورتي كه اين وظيفه به شكل درستي انجام شود مخاطبان ضمن آشنايي با سازمان ،صادقانه و با نگرشي از سر آگاهي نسبت به قبول يا رد اقدامات آن سازمان توجه نشان خواهند داد .

روز گذشته شهادت ولي نعمتمان آقاعلي ابن موسي الرضا (ع)بود با خود انديشيدم براستي در كشور ما در مورد ماهيت نهاد دين و عناصر شاكله آن چه قدر اطلاع رساني شده است ؟ در شناساندن الگوهاي ديني (ائمه هدي)و طريقت زندگي آنان و برخوردشان با جامعه چه ميزان اطلاع رساني گرديده است ؟آيا نگرشي كه ما از نهاد ارزشمند و هدفمند دين داريم نگرشي از سر آگاهي و شعور است ؟

اجازه دهيد به مطلبي اشاره كنم در زمان دانشجويي سؤالات فوق به نوعي ديگر به ذهن بنده خطور كرد و قدري هم براي پاسخ به آن تلاش كردم .ابتدا از خود در مورد شخصيت امام علي (ع) پرسيدم و متوجه شدم چهره اي كه از ايشان در ذهن من متصور است چهرهاي عبوس ،خموده  وشكست خورده مي باشد اما با تحقيقاتي كه انجام دادم متوجه شدم يكي از برجستگي هاي اين امام همام شوخ طبعي و گشاده رويي ايشان و شجاعت وصف ناپذير وي به ويژه پس از رحلت پيامبر مي باشد .نگاهي به زندگي ساير امامان و دقت درروح  ساير مسايل ديني و تصوري كه در ذهن ها شكل گرفته نيز حكايت از اين امر دارد.

به نظر مي رسد متوليان امور ديني درامر اطلاع رساني و انتقال مفاهيم ديني به شكل درستي عمل نكرده اند و ضرورت داردآنهايي كه در مصدر اطلاع رساني اند و به ويژه  روحانيون به عنوان كارگزاران اطلاع رساني ديني بايستي تلاش نمايند تا تصور زيبايي از حقيقت دين و الگوهاي ديني براي مخاطبان مجسم سازند به گونه اي كه هر گاه نهاد دين را دچار آسيب ديدند بلافاصله و با آگاهي كامل به ياري آن بشتابند .ضروري است تا اين اطلاع رساني مبتني بر معيارهاي حرفه اي روزباشد و از شگردهاي رسانه اي و غير رسانه اي تبليغي و....درجهت جذب مخاطبان دين كه تمام سنين و تمام اقشار جامعه را تشكيل مي دهند بهره جويند

|+| نوشته شده توسط علی هاشمی در بیست و یکم فروردین 1384 و ساعت 14:45  
 مفهوم دروازه باني در وبلاگ ها

امروزه مفهوم دروازه باني اخبار در رسانه هاي جمعي اسير مصلحت گراييهاي حزبي وفردي است اما دررسانه هاي الكترونيكي كه وابستگي به احزاب و گروهها ندارند و به ويژه در وبلاگ هاي فردي مفهوم واقعي خود را داراست چراكه دراين فضا نويسنده ها يا نمي نويسند يا اگر نوشتند واقعيات را از زاويه ديد يك شهروند عادي اما كنجكاو و علاقه مند به پيگيري مسايل ، مي نگرند و آن را به مخاطبان خود انتقال مي دهند به عبارتي مي توان گفت در عرصه الكترونيك، شخصي به نام دوازه بان وجود ندارد تا مصلحت انديشي كند واخبار و واقعيات را از نگاه تيز بين افكار عمومي كتمان نمايد .

دروازه بانان مصلحت انديش رسانه هاي جمعي گاه چنان عرصه را بر نويسندگان تنگ مي كنند كه روزنامه نگاران و خبرنگاران را به خودسانسوري وادار نموده ويا  آنان را به سمت كسب اخبار وگزارشهاي تشريفاتي و يا اخبار تجاري مربوط به سازمانهايي كه منفعتي نصيب خبرنگار ويا رسانه مي كند ،سوق   می دهند . بديهي است در چنين فضايي نبايد از آنان انتظار درج اخبار به صورت آنگونه كه هست را داشت .البته بماند كه برخي عوامل برون سازماني نيز در دامن زدن به اين موضوع و شكل دادن به افكار دروازه بانان نقش ايفا مي نمايند .

خوشبختانه طي چند سال اخير حضور روزنامه نگاران الكترونيك ،حتي آنهايي كه تجربه اندكي در نويسندگي دارند فضايي را فراهم آورده كه مي توان به معناي واقعي از آن به  فضاي بازو به دور از مصلحت انديشي ياد كرد.در اين فضا نويسنده و دروازه بان تنها يك فرد است و اوست كه براساس معيارهاي مشخص به امر اطلاع رساني الكترونيكي همت مي گمارد .آنچه بر دقت كار روزنامه نگاران الكترونيك مي افزايد ،نكته سنجي آنان و شكار اخبار پيرامون و دنيايي كه در آن زندگي مي كنند مي باشد و كسي موفق تر است كه خبرسازي بيشتري داشته باشد

|+| نوشته شده توسط علی هاشمی در شانزدهم فروردین 1384 و ساعت 15:13